مؤلف مجهول ( مترجم : عبد اللطيف طسوجى تبريزى )
271
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى )
كردار او را تحسين كند ، و بال و مظلمهء اين كار با وزير خواهد بود و رعيت ، دشمن او خواهند شد . ملكزاده گفت : اى وزير ، آنچه از و بال و گناه گفتى ، آن در وقتى است كه وزير در جور و ستم ، تابع سلطان شود . اما وزير را واجب است كه چون ملك در چنان كارها با او مشورت كند ، او راه عدل و انصاف بر ملك بنمايد و از جور و اعتساف ، منعش كند و حسن اخلاق و نگاهدارى رعيت بوى بياموزد و از ثواب و عقاب فعل و ترك ، ملك را آگاه كند . اگر ملك سخن او بپذيرد و از آن راه بازگردد ، مقصود حاصل خواهد شد . و اگر ملك سخنان وزير گوش ندارد ، وزير را گزيرى جز جدا گشتن از ملك نخواهد بود . كه از مفارقت ، هردو براحت اندر شوند . شماس گفت : مرا خبر ده از اينكه حق ملك بر رعيت و حق رعيت بر ملك چيست ؟ ملكزاده جواب داد : اما رعيت بايد فرمان ملك را با خلوص نيت اطاعت كند . و اما ملك بايد مال و ناموس رعيت نگاهدارد . شماس گفت : مرا خبر ده كه آيا رعيت ، حقى ديگر بر ملك دارند ؟ ملكزاده جواب داد : آرى . حق رعيت بر ملك فرضتر است از حق ملك برعيت . و ضايع شدن حق رعيت ضررش بر ملك بيشتر از ضايع شدن حق ملك است برعيت . از آنكه هلاك ملك و زوال مملكت و نعمت او ، نيست مگر از ضايع شدن حق رعيت . هركس بسلطنت مباشر باشد ، او را واجبست كه سه چيز فرونگذارد : اصلاح دين و اصلاح رعيت و اصلاح سياست . و اين سه چيز ، او را سلطنت دائمى باشد . شماس پرسيد : اصلاح رعيت با چهچيز است ؟ ملكزاده جواب داد : سنت ايشان را برپاى نگاه دارد و عالمان را بتعليم ايشان بگمارد و در ميان ايشان داورى فرونگذارد و خون ايشان را نگاه دارد و چشم از مال رعيت بپوشد . شماس پرسيد كه : حق وزير بر ملك چيست ؟ ملكزاده جواب داد : بسه جهت حق وزير بر ملك واجبتر از حق همهكس است : يكى از بهر آنكه وزير ، پندگوى ملك است و او را از خطا بصواب بازگرداند . و دويم اينكه مردم ، حسن منزلت وزير را در نزد ملك بدانند و به نظر اجلال بر وى ببينند و او را بزرگ